به کلبه ی تنهایی ما خوش آمدید

دختر من و حرفای من(دوست من برای رفتن به آرشیو روی عنوان مطالب کلیک کن)

 

 

 

امید داشته باشیم. هنوز خدا رو داریم.

 

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست

 

 او جانشین همه نداشتنهاست

 

 نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است

 

 اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند

 

 و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد

 

 تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی

 

 ای پناهگاه ابدی

 

 تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی

دکتر علی شریعتی

 

 

 


لحظه ها رو با تو بودن در نگاه تو شکفتن حس عشقو در تو دیدن

دیدن مثل رویای تو خوابه

با تو رفتن با تو موندن مثل قصه تو رو خوندن تا همیشه تو رو خواستن مثل تشنگی آبه

اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم  اگه دستات مال من بود جون به دستات میسپردم

اگه اسممو میخوندی دیگه از یاد نمیبردم   اگه با من تو میموندی غم دنیا رو میبردم

بی تو اما سر سپردن بی تو و عشق تو موندن تو غبار جاده موندن بی تو خوب من محال

بی تو حتی زنده بودن بی هدف نفس کشیدن تا ابد تو رو ندیدن واسه من رنج و عذابه

توی آسمون عشقم غیر تو پرندهای نیست    روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیت

توی قلب من عزیزم هیچ کسی جایی نداره دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوس نداره

اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم  اگه دستات مال من بود جون به دستات میسپردم

                                   لحظه ها رو با تو بودن

 این اهنگ معین رو خیلی دوس داشتم.

 

 دیشب دستاشو بالا برده بود به طرف آسمون اینبار دعا نمیکرد انگار داشت کسی یا چیزی رو توبیخ میکرد ،

آره با ستاره ها بود گله میکرد ناراحت بود که چرا روشنی چشمهایش را کسیییی ندید وقتی که اشک توشون جمع شده بود

و چرا کسیییییییی فقط باید به ستاره ها نگاه میکرد وقتی روشنی چشمای اون لای ستاره ها گیر میکرد؟

دیشب تا صبح بیدار بودم خواهرم برام امپول زد وسر دردم خوب شد.ولی دلم باز تنگ شد و همش گریه کردم و نالیدم،باور بعضی چیزا از درک ما آدما بیرونه.

میفهمید؟کاشکی بفهمید!!

چی باید بگم؟نمیدونم نمیدونم

قلم شده دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ توسط مادر نظرتان () |

گاهی اوقات وقتی یه موسیقی جدید گوش میدم یا یه مطلب جدید میخونم انگار وصف حال منو گفتن ،واقعا چقدر احساسات ما آدما به هم نزدیکه.من حتی نمیدونستم که شعرای قیصر امین پور اینقدر پر از مفهوم تا حالا زیاد باهاش آشنایی نداشتم. بخونید...

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است



دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند


انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

 

موش

موش گرسنه دلش برای کاهو قنج میزند

و لذت ظلم دو چندان شده

به چشمان نگرانش خیره میمانم

و به او میخندم

و بد بودنم را باور میکنم

و درد وجدانقلبم را مخراشد

و خون دلم سرازیر میشود

نفسم خنده کنان میگوید حقت شاید باشد

ظالم...............

موش مظلوم است آیا؟

که میگوید موزی........؟

آزار


قلم شده دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ توسط مادر نظرتان () |

ببار ای نم نم باران            زمین خشک را تر کن

سرود زندگی سر کن         دلم تنگه دلم تنگه

بخواب ای دختر نازم           بر روی سینه ی بازم

که همچون سینه ی سازم       همش سنگه همش سنگه

نشسته برف بر مویم                 شکسته صفحه ی رویم

خدایا با چه کس گویم که سر تا پای این دنیا

همش ننگه همش ننگه

شعر از کارو

قلم شده یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ توسط مادر نظرتان () |

Design By : Night Melody

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

arshive/

منبع کد اهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس