به کلبه ی تنهایی ما خوش آمدید

دختر من و حرفای من(دوست من برای رفتن به آرشیو روی عنوان مطالب کلیک کن)

گاهی اوقات وقتی یه موسیقی جدید گوش میدم یا یه مطلب جدید میخونم انگار وصف حال منو گفتن ،واقعا چقدر احساسات ما آدما به هم نزدیکه.من حتی نمیدونستم که شعرای قیصر امین پور اینقدر پر از مفهوم تا حالا زیاد باهاش آشنایی نداشتم. بخونید...

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است



دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند


انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

 

موش

موش گرسنه دلش برای کاهو قنج میزند

و لذت ظلم دو چندان شده

به چشمان نگرانش خیره میمانم

و به او میخندم

و بد بودنم را باور میکنم

و درد وجدانقلبم را مخراشد

و خون دلم سرازیر میشود

نفسم خنده کنان میگوید حقت شاید باشد

ظالم...............

موش مظلوم است آیا؟

که میگوید موزی........؟

آزار


قلم شده دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ توسط مادر نظرتان () |

Design By : Night Melody

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

arshive/

منبع کد اهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس