به کلبه ی تنهایی ما خوش آمدید

دختر من و حرفای من(دوست من برای رفتن به آرشیو روی عنوان مطالب کلیک کن)

گاهی اونقد از زمین و زمان دلگیرم که برای فرار فقط میتونم بغضم رو به آرومی بترکونم. دوس دارم حق حق کنم و خالی بشم ولی با دل کوچیک ساغرم چه کنم که غمگین نشه

خنده داره !!!!! به آشپز خونه میرم و پشت ماشین لباسشویی قایم میشم.دفتر همیشگی دل روزمره شده ام رو بر میدارم و برا افشین و خودم و .... مینویسم و اشک هایی که طعم شورشون دلم رو آروم میکنه انگار که فشار افتاده ام رو بالا میبره قورت میدم.

ساغر صدام میکنه و با لحن شفتالو جوابشو میدم که متوجه نشه.

ولی مگه میشه میفهمه و به روم نمیاره.گیر ویده و باز بهونه میگیره که بیا پیشم و باز من کیسه شل اشکم رو میبندم و افشین رو به قلم دفتر میسپارم پشت ماشین لباسشویی و به کنار شادیهای کوچک زیبایم یا زیبای کوچکم میرم و باز میگم خدایا شکرت که این بنده کوچولوتو هم نصیب من کردی و باز پشت نقاب خشک خنده هام پنهون میکنم خیس چشامو.دعام کنید من فقط دخترم رو میخوام.

قلم شده دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ توسط مادر نظرتان () |

Design By : Night Melody

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

arshive/

منبع کد اهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس