به کلبه ی تنهایی ما خوش آمدید

دختر من و حرفای من(دوست من برای رفتن به آرشیو روی عنوان مطالب کلیک کن)

.صبح شده و هنوز خواب تو چشامه . گوشیم هنوز زنگ نزده نگاش میکنم تا ساعتو ببینم  یادم می افته امروز جمعه است یه وقت خوب برای استراحت.یه نیم نگاه به تخت بغلی میکنم میبینم نفسم داره نفس میگشه و چشای نازش تو خواب خرگوشی ...به وجد میام و دلم واسش قنج میره با تن خواب آلودم میرم و میبوسمش و از ته دلم به خاطر وجودش از خدا تشکر میکنم.از ته اتاقم یه نگاه به در ورودی خونه میکنم و مطمءن میشم که از پشت دیوار شب هیچ خبرترسناکی نشنیدم.و باز صد شکر.صلانه صلانه برمیگردم توی رختخوابم و کپمو میزارم اما حالا ناز بالشم رو زبر احساس میکنم.ناز پتوم رو میکشم روش و سر و صورتم رو لای ناز پتوم میزارم لذت عمیقی سراپامو میگیره و سریع خوابم میگیره عجیب خواب و کابوس میبینم خواب کوچی دوباره از ترس شکارچی که همیشه براش  فصل شکاره و باز خواب ناکامی یه احساس برای فرار از تنهاییو .......
چه بیدار میشم با صدای غرغر نفس تخت بغلی اسممو صدا میکنه و میگه چرا بیدارم نکردی که فیتیله رو  ببینم؟من باز بی ساعت بی.اعتنا و گیج زیر پتو میلولم.داد میزنه مامان نیگا ساعت یکه گلی هم میگه نهار بیاییدبالا .
سریع پا میشم باورم نمیشه این همه خوابیدیم؟؟؟؟؟ سریع گوشی ام رو نگاه میکنم آره تازه یک و نیم و میفهمم که چه مادری از خواب درآوردم .کسلم و پایه خوابیدن از سر، اما میدونم نفسی دلش میگیره پا میشم یه خنده مستانه میکنم واسه شروع روز خودم و نفسی که هنوز داره غر میزنه.    

قلم شده جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ توسط مادر نظرتان () |

Design By : Night Melody

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

arshive/

منبع کد اهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس