به کلبه ی تنهایی ما خوش آمدید

دختر من و حرفای من(دوست من برای رفتن به آرشیو روی عنوان مطالب کلیک کن)

 شاید همیشه فکر میکنم با تنهاییم میتونم کنار بیام اما وقتی گلی ازم دیر میشه

دلم میگیره با اینکه کسای عزیز دیگه ام مث فرناز دور و برم هستن اما باز این دلتنگی و بیقراری جون خودم و نفسم  رو آزار میده و دوس دارم زودتر بیان انگار این عشق و عادت

دیگه هماهنگ شده .همش دو روزه گلی و احسان که مث برادر مهربون میشه مث برادر عصبانی و مث یه برادر راهنما میشه رفتن دوباره تایلند.و من مث دیونه ها بیخیال میکنم خودمو از دل تنگی تا بیان.تیکه کلام های با نمک احسان و اون روله گفتن هاش .... هر روز تو شرکت کارم تکرار حرفای گلی و احسان میشه و همکارا رو میخندونم.به جای گلی عصبانی میشم دستور میشم کار راه بنداز میشم به جای احسان هم روله میگم.

این حرفا واسه تو دوست عزیز که سر زدی به وبلاگم تا نظر تو بذاری قطعا بی معنی اما واسه ی من زندگی .این حرفا رو مینویسم تا وقتی که خیلی سر خوش میشم و گاهی با( گلی ام )قهرم اینجا بیام و یادم بیاد امروز چه دلتنگ بودم.دلم براشون تنگ شده.برا خودشون و همسفراشون. چه وابسته شدم ها........

قلم شده یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ توسط مادر نظرتان () |

Design By : Night Melody

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

arshive/

منبع کد اهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس