زمستان

دلم انتظار بهاری را نمیکشد

با ابی متولد شدیم  با سبز زندگی کردیم با قرمز عشق ورزیدیم با زرد جنگیدیم با سیاه نالیدیم و روزی با سفید خواهیم مرد........

بگذاار انگاه که در زیر خروار ها خاک دفن شدم صدای کودکی که تنها امید خانهای بی فروغ است التیام بخش قلب خسته ام باشد بگذاار انگاهکه فاصله من تا بودن به انتها میرسد اغز زندگی دیگری با شادی همراه شود میروم چون برای ماندن نیامده ام میروم باشد که شادی را با هم تجربه کنیم ... نه در کنار هم!!!!!!!!!!!!!!

/ 0 نظر / 13 بازدید