روز سیاه

چه روزهایی که نیامدنت تکرار روز و شبهایم شد

و نبودنت عادت مهر خا موشی لبهایم

از کدامین قصه ی تلخ دشواریهایم

برایت بنویسم

که هیچگاه حتی سرکی در دفترم نخواهی کشید.

ای فراموش نشدنی ترین قشر خاکستری مغزم

کاش میتوانستم

که تو را هجی کنم و بند بند حرفت را به تکرار ناپذیر ترین

سیاره مغزم بیافکنم. 

/ 5 نظر / 17 بازدید
عاشق و معشوق ...

سلام : ممنون که به من سر زدید . زیبا بود ... راستی دختر کوچولوتون خیلی نازه . [قلب] موفق باشید و شاد یا علی[گل]

تکتم

[ناراحت]به نظرت میشه اون خونه ای رو که گفتم داشت ؟؟؟ خیلی دلم گرفته [گریه] منم یک دختر کوچولوی خیالی دارم اسمش رو گذاشتم ستاره بعضی وقتها باهاش حرف میزنم باور کن با اینکه واقعی نیست ولی کلی بهش عادت کردم مخصوصا از وقتی که تنها شدم بابای ستاره رفته سفر کاری اولین سفرش هست وخیلی تنها شدم مخصوصا من که اینقدر وابسته هستم بهش خوش به حالت که ساغر رو داری امیدوارم 2 تایی بهترین زندگی رو داشته باشین اگه راهی برای بدست اوردن اون خونه پیدا کردی به منم یاد بده باید خیلی پولدار بود یا به هر حال دیگه نیاز مالی نداشت تا آرامش توی اون خونه باشه !!!!!! وگرنه مجبوری تمام توت فرنگی ها رو بفروشی تا پول در بیاری و باز هم به این جمله میرسی خیلی گرووونه نمیشه زیاد خورد[ماچ]

شهروز

سلام ممنون که اومدی و شکر که خوشت اومد لینکت کردم

درسا تیتان

سلام ممنون که سر زدید یه لحظه اسمتون رو دیدم گفتم مامانم وبلاگم رو دید منم که حرف بی ناموسی کم نزده بودم توش بعدش خیالم راحت شد!

تکتم

از بابت لینک ممنون عزیزم[لبخند] دختر نازی داری خدا حفظش کنه [گل] از طرف من ببوسش [ماچ][ماچ]